خرید بک لینک
دیروز جمعه (1402/5/27) ناشر محترم، آقای میرزایی، پیامک سرکار خانم خامنه را برایم ارسال کردند که ظاهرا چند روزی میشود سرگرم خواندن سفرنامه کابل (1399) به نام «زیبای برقعپوش» هستند. این دومین بار است که آن بانوی بزرگوار به آثارم توجه نشان میدهند و مرا مرهون لطف خود میسازند. بار قبل، «شاهنامه کودک و نوجوان» را خواندند و در ویدیویی آن را به دیگران هم توصیه کردند.از ایشان سپاسگزارم و همچنین از ناشر محترم که سهگانهی سفرنامههای کابل، هرات و بخارا را با فروست «همزبانی پارسیگویان» به چاپ رساندهاند.مشهد

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1402 ساعت: 3:32

تقریبا هفتاد روز طول کشید تا هفتصد و پنجاه صفحهی جلد هفتم تاریخ تمدن را به پایان برسانم. هیچ روزی نبود که مطالعه نکنم و به نظر میرسد روزانه به طور متوسط یازده صفحه خواندهام.در کتاب «آغاز عصر خرد»، که کمابیش سده بین قرن شانزدهم و قرن هفدهم را در برمیگیرد، ویل و آریل به این میپردازند که چطور مذهب کماکان سعی میکند سیادت و تفوق هزار سالهاش را بر مردم و امور نگه دارد. پروتستانها که با سردارانی مثل لوتر و کالون به جنگ کاتولیکها رفته بودند، با استقرار کافی در برخی کشورها و شهرها، خود به نسخهای غیرقابلدفاعتر از آنها مبدل شدند و کاتولیکها که بهتر از قرونوسطای خود شده بودند، حتی از آنها هم تا حدی موجهتر ادامه دادند (شاید به این دلیل که ریشهدارتر بودند). اما ندای عقل و علم، اندک اندک توسط دانشمندان طنینافکن میشود و با آمدن کوپرنیک، کپلر، گالیله، برنینی، برونو، دکارت (که مشهورترین جملهی فلسفی مال اوست: میاندیشم، پس هستم) و دیگران، خرافات و تعصبات جای خود را تنگ میبینند و حالا نه تنها فقط نخبگان جامعه، بلکه عامی و عادی و شاهزاده و پادشاه هم این رایحه را استشمام میکنند؛ اروپا از پرستش ارسطو به آزمایش طبیعت روی میآورد و کتابخانهها، آزمایشگاهها، تشریح، مکانیک، اعشار، لگاریتم، هندسه تحلیلی، اقتصاد سیاسی و نظایر آن جوانه میزنند. بدینگونه است که جهانی که من و شما میشناسیم و محصولات آن قوه بخار و یخچال و هواپیما و الکتریسیته و کامپیوتر و متاورس است (که بدون آن نمیتوانیم زندگی کنیم) سر برمیآرند و فصل جدید زندگی بشر آغاز میشود.رسیدن اروپا تا بدین مرحله بسیار دشوار و با هزینه سنگین و کمرشکن بوده است. تقابل دینداری با شکاکیت (که خود مرحلهی پیشا دانشمندیست)، از هر دو

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 22:43

روحیهی علمی در تناقض با ترس است، و ترس همان چیزی است که از نقد گریزان است. نقد از شجاعت ناشی میشود و شجاعت محصول تسلط بر خویشتن یا اشراف بر موضوع است و این هر دو، میوههای خودشناسی یا دانشوری در زمینه یا حوزهای خاص میباشند. از این رو ترس نوعی مرتبط با جهل است و هرچه نادانی در وجود آدمی چیرهتر باشد، جبن و نقدگریزیاش بیشتر قابل انتظار است. نمونهاش کشورهای خرافاتی یا جمعیتهای خرافاتی اطرافمان هستند که تحملشان در برابر نقد تقریبا صفر و دانششان نسبت به آنچه در آن تعصب دارند هم تقریبا صفر است. بنابراین به هر کلام و نقل قولی نامأنوس، هول میکنند و از ترس به خطر افتادن اصولشان، بنیاد هر چه به نقدشان بکشد را خشک میخواهند.اینها را گفتم تا بگویم ترس همیشه در لانهی امن جا خوش میکند، یعنی آدم ترسو همیشه در هراس است که مبادا وضعیت امن موجود او به خطر افتد و با پیشامدی غیرقابل انتظار روبه رو شود. سعی میکند شرایط را دست نخورده نگه دارد و از این روست که «هر کس و هرچیز» که به اعتقاداتش، دانستههایش، مرزهای بتنی پیرامونش نزدیک شود مستوجب واکنش شدید، بلکه نابودی است. اسم این «هرکس و هرچیز» را «چالش» میگذارم.چالش از آنجا نشأت میگیرد که جهان در تغییر است و بنابراین آشیان امنی وجود ندارد. شما میتوانید درها را به روی خود ببندید، پردهها را بکشید و خانواده را از نزدیکشدن به هر بیگانهای دور نگه دارید، اما در انیمیشن عصر حجر دیدیم که دختر خانواده بالاخره فکر میکند و بر عقاید متحجرانه پدرش علامت سوال میگذارد. این فهم، این دانش، مادر چالش است و پدرش نیز میتواند تحولات عصر یا عاملی خارجی مثل همان پسرک خوش بر و روی انیمیشن باشد.کشورها یا جمعیتهای ترسو (متعصب)، به شدت از چالش گریزانند

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 22:23

دیروز در مشهد، و با استفاده از سه روز تعطیلی کشور، تمرکز کردم و بازنویسی یک و نیم لوح آخرِ افسانهی پنج هزار سالهی «گیلگَمِش» را به پایان رساندم. متن اصلی این اثر روی دوازده لوح گلی پخته، از کتابخانه آشور بانیپال در عراق امروزی به دست آمده است که قدمتش به اندکی پیش از کورش بزرگ باز میگردد، اما متن اصلی از یکی دو هزار سال قبل از آن در منطقه و در بین نژاد سامی مشهور بوده و بخصوص بقایای شهر «اوروک» که پایتخت گیل گمش بوده است پیدا شده که مربوط به همان حدود پنج هزار سال قبل میباشد.گیلگَمِش نام «پهلوان ـ پادشاهی» است که بر «دژ ـ شهر» اوروک (اوروکِ بلند حصار) در بین النهرین فرمان میرانده است. برای او همزادی به نام اِنکیدو خلق می شود و این دو با هم وقایع نفسگیری را پس پشت مینهند، سپس اتفاقهایی میافتد که گیلگَمِش سر به کوه و صحرا میگذارد و به دنبال خردمندی میرود که از توفان بزرگ (توفان نوح) جان بدر برده، بلکه پاسخ پرسشهای اساسی بشر را از او باز پرسد. او را پس از مرارتهای بسیار مییابد و سپس با واقعهای حسرتبار به زادگاهش باز میگردد.گیلگَمِش محبوبترین حماسهی اقوام سامی (عربها) در طول چند هزار سال گذشته در منطقه خاورمیانه بوده و ضمنا قدیمیترین کتاب قصه در کتابخانههای جهان نیز هست. از این اثر چند ترجمه و بازنویسی در ایران منتشر شده است که با مراجعه به آنها، با متنهای دشوارفهم و سنگین مواجه میشویم و شاید رغبتی که باید و شاید را در کتابخوانهای اندکشمار فارسیزبان نمیانگیزند. سال گذشته به نظرم رسید که این شاهکار جهانی لازم است برای نوجوانان پارسیگو به بیانی شیواتر و قابلدرکتر بازنویسی شود، و بخصوص حیفم آمد بار سنگین معانی چنین گنجینهای در دسترس ذهن کنجکاو جوان

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 22:23

اوپنهایمر دانشمند تسلیحات هستهای و سازنده اولین بمب اتمی جهان بود و کریستینا ملکه دانمارک و سیاستمدار، متعلق به چهارصدسال پیش از او، که پس از دو دهه از سلطنت استعفا کرد اما نقشش در تاریخ جهان به پایان نرسید. آنچه در این گفتار می خواهم به آن بپردازم یکی از جنبههای فرعی زیست آنهاست که مایه تعجب من شده، اما وفورشان در آن فرهنگ به قدری بالاست که نمیشود گفت استثنا هستند:اوپنهایمر وقتی از طرف دولت ایالات متحده مامور پروژه مخفی ساخت بمب اتم شد (پروژه منهتن ـ حدود 1942)، نه تنها متخصصترین دانشمندان زمان خود را در تیم تسلیحاتی خود به کار گرفت بلکه یک نقاش، یک فیلسوف و چند آدم دیگر شبیه به آنها را نیز استخدام کرد، زیرا حس می کرد که یک جامعه متمدن بدون اینها کامل نخواهد بود.دقیقا چهارصد سال قبل از او، ملکه کریستینا نیز (نه تنها مثل بسیاری از شاهان و شاهزادگان اطرافش، به چند زبان سخن میگفت) بلکه کتابخانه عظیمی از کتابهای خطی داشت که دانشجویان برای استفاده از آنها مدام به کاخش میرفتند، با دانشگاهها رابطهای عالی برقرار کرد، تصویرها، مجسمهها، اشیای عتیقه و آثار هنری را جمع میکرد، با متفکران و فیلسوفان معاشرت داشت و حتی پاسکال وقتی ماشین محاسبه خود را نزد او فرستاد به او تبریک گفت که هم ملکه قلمرو فکر است و هم ملکه کشور.من اطراف خود دانشمندان زیادی را میشناسم که حافظ میخوانند و از مولانا و سعدی و ابوسعید شاهد مثال میآورند، اما هیچ دانشمند خرد یا کلان خودمانی را سراغ ندارم که برای کوچکترین پروژه تحقیقاتی خود آدمهای فرهنگی و هنری را دعوت به کار کرده و به اصطلاح شأن خود را تا حد آنها پایین آورده باشد. باز این که خوب است چون از آن فجیعتر آن که به ندرت سیاستمدار خودمانی دیدهام که

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 7 مرداد 1402 ساعت: 17:56

تا یک سنی، آدم انگار از کوه بالا میره

هرچی میبینه آفتاب و آسمون و رنگ آبی و بیکرانگییه

از یک سنی به بعد

انگار از کوه سرازیر می شی، جلوت هرچی هست زمینه و خاک و سنگ و سیاهی

مشهد ـ 31 خرداد 1402

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 15:39

لطفا بر سنگ گور من، آخرین کلام دن کیشوت، یا نویسندهاش سروانتس را بنویسید:

«اگرچه کارهای بزرگی انجام ندادم، اما در تعقیب آنها جان سپردم»

مشهد ـ 12 تیر 1402

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 15:39

صفحه بندی